داستان انگلیسی شماره 14

The Golden Touch

The Greek king Midas did a good deed for a Satyr. This prompted Dionysus, the god of wine, to grant him a wish. Midas asked for everything he touched to turn to gold. Dionysus’ warned him not to do so, but Midas could not be swayed.

Midas excitedly started touching everything and turning them into gold. Soon, he became hungry.

But he couldn’t eat anything because even his food turned to gold. His beloved daughter saw him in distress and ran to hug him. However, she, too, turned to gold. He realised then the golden touch was not a blessing.

پادشاه یونانیِ میداس برای یک ساتیر (موجودی نیمه‌انسان و نیمه‌بز در افسانه‌های یونانی) کار خیری انجام داد. این امر، دیونیسوس (خدای شراب) را بر آن داشت تا آرزویی را برای او برآورده کند. میداس درخواست کرد تا هر چیزی که به آن دست می‌زند به طلا تبدیل شود. دیونیسوس به او هشدار داد که این کار را نکند؛ اما نمی‌توانست میداس را تحت فشار قرار دهد.

میداس با هیجان شروع به‌دست‌زدن به همه چیز کرد و آن‌ها را به طلا تبدیل کرد؛ اما خیلی زود گرسنه شد، ولی او نمی‌توانست چیزی بخورد؛ زیرا حتی غذای او تبدیل به طلا می‌شد. دختر دلبندش او را در تنگنا دید و دوید تا او را در آغوش بگیرد. بااین‌حال، او نیز به طلا تبدیل شد. او سپس متوجه شد که golden touch واقعاً یک نعمت نیست.

golden touch یکی از داستان های کوتاه انگلیسی با منشأ یونان باستان است که می‌خواهد به ما بگوید: حرص و آز انسان را به سقوط می‌کشاند.

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید